درهم فشردن

لغت نامه دهخدا

درهم فشردن. [ دَ هََ ف ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) فشردن:
بنازم دستی که انگور چید
مریزاد پائی که درهم فشرد.حافظ ( دیوان چ انجوی ص 273 ).

فرهنگ فارسی

فشردن

جمله سازی با درهم فشردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در خودروها بادامک‌ها میله‌های بلندی را که از بلوکِ موتور تا سرسیلندر امتداد پیدا کرده‌اند و به منظور فشردن بازوهای سوپاپ‌ها استفاده می‌شوند را به حرکت درمی‌آورند.

💡 فشار تنگی احوال کیفیت دهد دل را شود واعظ، شراب ناب، انگور از فشردن‌ها

💡 همچنین ریسه‌ربایی اشتباه سهوی رایجی در یوزنت و فهرست‌های پستی است و وقتی رخ می‌دهد که ارسال‌کننده به جای ایجاد یک ریسهٔ جدید، مطلبش را با فشردن دکمهٔ «پاسخ» در حساب ایمیل یا خبرخوانش ارسال می‌کند، در نتیجه عنوان دست‌نخورده باقی می‌ماند ولی جریان بحث به‌کل تغییر می‌کند.

💡 دل منه بر عمر مستعجل که اسب تند را نیست مانع از دویدن پا فشردن در رکاب

💡 الف-خردایش به حالت فشردن: (سنگ‌شکن‌های؛ ژیراتوری اولیه، فکی و مخروطی)، که در این روش مواد بین دو سطح که به یکدیگر نزدیک می‌شوند، فشرده می‌گردد و در نتیجه خرد می‌شود. سرعت حرکت سطح خردکننده بین ۰٫۵ الی ۱٫۵ متر بر ثانیه متغیر است.

💡 فتح ملک دین، بحسن سعی همت می شود پا فشردن در جهاد نفس سردار خوشیست