دانه خواری
لغت نامه دهخدا
دانه خواری. [ ن َ / ن ِ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) عمل دانه خوار. غذا کردن از دانه. || چینه خواری.
فرهنگ فارسی
خوردن دانه
جمله سازی با دانه خواری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مکن زین بیش بر من جور و خواری که نپسندد جهانبان داور ما
💡 تا چه بود مصلحت ز امت عاصی خواری بیحد کشید و زحمت بیمر
💡 در کف همّت آن تازهگل، از خواری خویش چه عجب گوهر اگر آب شود چون شبنم
💡 هلالی، چون نمی پرسد مرا یاری و غم خواری من مسکین غریبم، گرچه دایم در وطن باشم
💡 حرص است اسیر اینکه فروزنده خواری است این نکته ز حال هوس ظاهر و پیداست
💡 پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی، کان سبزه ز خاک لالهرویی رستهاست.