لغت نامه دهخدا
جلدی نمودن. [ ج َ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) جلدی کردن. تَجَلّد. ( از یادداشت های دهخدا ).
جلدی نمودن. [ ج َ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) جلدی کردن. تَجَلّد. ( از یادداشت های دهخدا ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بس نگویم شِمِّهای از شرحِ شوقِ خود از آنک دردسر باشد نمودن بیش از این ابرامِ دوست
💡 بيان نمودن تاريخچه اماكن عتيق (137) و قديمى كه ساليان طولانى از عمر آن ها مىگذرد نياز به مطالعات و بررسى هاى فراوان و تخصص كافى دارد.
💡 توان به صبر نمودن دل شکسته درست که هیچ نقش نگشتهست نانشسته درست
💡 تن افسرده را احیا نمودن از تو می آید به سرسبزی مبدل کن خزان بوستانم را
💡 و خداوند عزوجل از زنى كه چشم خود را از غير شوهر يا محرم خود پر كند، بشدت خشمگينمى گردد و بدون ترديد اگر چنين كند، خداوند تمام كارهاى نيك او را از بين مى برد واگر در بستر غير شوهرش بخوابد، به عهده خداىمتعال است كه پس از عذاب نمودن او در قبرش، با آتش او را بسوزاند.
💡 ج: كلمه ((عِصْمَتْ)) از نظر لغت به معناى، منع كردن ويا حفظ نمودن آمده است وقتىكه انسان خودش را از خطر و ضرر چيزى نگهدارد و حوادث ناگوارش را از دامن خويشبزدايد نسبت به آن مسئله عصمت يافته است.