جاه بلاغ

لغت نامه دهخدا

جاه بلاغ. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دره صیدی بخش اشترنیان شهرستان بروجرد است. در سی هزارگزی خاور اشترنیان و شش هزارگزی راه مالرو خشک دره بدره صیدی واقع شده و محلی است کوهستانی و سردسیر و 179 تن سکنه شیعی مذهب داردو زبانشان لری و فارسی است آب مشروب آنجا از قنات وچاه تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی در شهرستان بروجرد

جمله سازی با جاه بلاغ

💡 نثر مسجع نثری است آهنگین و شعرگونه؛ هر چند فاقد وزن است، همانند شعر، از موسیقی قافیه و زیبایی‌های ترفندهای ادبی و ظرایف بلاغی بهره دارد. زبان در نثر مسجع معمولاً عاطفی است نه خبری؛ زیرا سجع با مضامین خبری صرف تناسبی ندارد.

💡 تل‌ تخت در مسیر راه باستانی مناطق مرکزی ایران با ناحیه فارس به عنوان نخستین ایستگاه در محل ورود به پارسه‌کده (ده پارسه یا همان پاسارگاد) و دره بلاغی بنا و سپس در دوره سلوکیان و حکومت محلی ناحیه فارس و دوره اسلامی مسکونی شد.

💡 این روستا در دهستان آق بلاغ قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۴۳ نفر (۳۶خانوار) بوده‌است.

💡 ایلی بلاغ یک روستا در ایران است که در دهستان ماه‌نشان واقع شده‌است. ایلی بلاغ ۸۷۰ نفر جمعیت دارد.

💡 در آيات فوق ديديم كه وظيفه اصلى همه پيامبران بلاغ مبين است(فهل على الرسل الا البلاغ المبين ).