تسریع کنندۀ نزدیک

فرهنگستان زبان و ادب

{proximal precipitating factor} [اعتیاد] هریک از عوامل تسریع کنندۀ بازگشت که ناشی از حوادث اخیر پیرامون فرد است

جمله سازی با تسریع کنندۀ نزدیک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنیاد الن مک آرتور برای تسریع گذار به اقتصاد چرخشی فعالیت می‌کند. این کار را از طریق همکاری با کسب‌وکارها، دانشگاه‌ها و دولت‌ها در سراسر جهان انجام می‌دهد تا اقتصادی را توسعه دهد که در طراحی احیاکننده و بازسازنده باشد. همچنین به دنبال این است که محصولات، اجزا و مواد در بالاترین میزان استفاده و ارزش آن‌ها، با توجه به تمایز چرخه‌های بیولوژیکی و فنی، در هر زمان نگه داشته شوند.

💡 تولید انبوه شامل ساخت خیلی سریع کالاهای مشابه به تعداد زیاد است. در این روش به جای اینکه هر کارگر بر روی ساخت تمام یک محصول کار کند، از روش مونتاژ استفاده می‌شود تا کالاهایی که به صورت جزئی تکمیل شده‌اند برای کارگرهایی که بر روی قسمت خاص دیگری از محصول کار می‌کنند، فرستاده شوند. این کار باعث تسریع فرایند ساخت می‌شود. به تولید یک کالا به یک شکل اما به مقدار زیاد تولید انبوه گفته می‌شود.