لغت نامه دهخدا
بیدجودانک. [ ن َ ] ( اِمرکب ) نوعی از انواع درخت بید است که در جنگلهای ارس ( شمال غربی ایران ) یافت میشود و دورگه بید مشک و سرخ بید است و از آن دسته بیل میسازند. ( از جنگل شناسی ج 1 ص 195 و ج 2 ص 130 ).
بیدجودانک. [ ن َ ] ( اِمرکب ) نوعی از انواع درخت بید است که در جنگلهای ارس ( شمال غربی ایران ) یافت میشود و دورگه بید مشک و سرخ بید است و از آن دسته بیل میسازند. ( از جنگل شناسی ج 1 ص 195 و ج 2 ص 130 ).
نوعی از انواع درخت بید است که در جنگلهای ارس یافت میشود و دو رگ. بیدمشک و سرخ بید است و از آن دسته بیل میسازند ٠
💡 سلیم را ز جنون نیست بیم کشته شدن که مست عشق ترا تیغ، برگ بید بود
💡 جهانی چنین پُر ز نفط سپید ز طوفانِ آتش نگهدار بید
💡 نشستند بر سایه سرو و بید بخوردند با هم کباب و نبید
💡 بار منت برنمی تابد تن آزادگان بید مجنون را لباسی نیست غیر از موی خویش
💡 از جفای سنگ طفلان حوادث فارغ است از تهیدستی بخود چون بید اگر بالد بجاست
💡 گاهی چو جوی آب بود گه چون برگ بید گاهی چو لوح مینا گه چون زبان مار