بشیر مازنی

لغت نامه دهخدا

بشیر مازنی. [ ب َ رِ زَ ] ( اِخ ) ابن قانع او را یاد کرده است و برخی اورا بُشر مازنی نامیده اند. حدیثی درباره خرما از پیغمبر ( ص ) روایت دارد. رجوع به الاصابة ج 1 ص 189 شود.

فرهنگ فارسی

ابن قانع او را یاد کرده است و برخی او بشر مازنی نامیده اند ٠ حدیثی دربار. خرما از پیغمبر ( ص ) روایت دارد ٠

جمله سازی با بشیر مازنی

💡 رُستَمکُلا (مازندرانی: رِستِمکِلا)، از شهرهای تابعهٔ شهرستان بهشهر استان مازندران، این شهر در هشت کیلومتری غرب بهشهر واقع شده است و با ساری حدود چهل کیلومتر فاصله دارد. مردم رستمکلا به زبان مازنی سخن می‌گویند و از قومیت تبری و ایرانی‌تبار هستند. رستمکلا به عنوان شهری که در منطقه‌ای باستانی و تاریخی واقع شده است، از موقعیت گردشگری ویژه‌ای برخوردار است.

💡 اینکه «کالج» (Kalej) به چه معنا است، بحثهای زیادی را دامن زده است. اما بیشتر افراد بر این باورند که کالج از «کاله» گرفته شده که در گویش مازنی هم به معنای منطقه سکونت است و هم به معنای پستان گاو شیرده. «ج» انتهای این واژه نیز برای انتساب است که در بسیاری از روستاهای این منطقه دیده می‌شود. مانند نیما که اهل یوش بود و یوشیج خوانده شد.

💡 بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵خ جمعیت این شهر برابر با ۱۱٬۶۸۶ نفر جمعیت بوده است. مردم رستمکلا از قومیت مازنی هستند. مردم رستمکلا به زبان مازنی سخن می‌گویند.

💡 روستای دلیر داری چند کوه معروف به نام‌های: لشکرک و کَکی کُت و کاتیلو و نرگس کَش است. دره بسیار ژرفی به نام پِل او (در زبان مازنی به معنای آب قدرتمند و فیل مانند) در نزدیکی آن قرار دارد. یکی از جنگل‌های اطراف این روستا جینگاگ جینگاگ نام دارد.