بانگ کننده

لغت نامه دهخدا

بانگ کننده. [ ک ُ ن َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) که بانگ کند. که فریاد زند. که فریاد برآورد. که آوا برآورد. صارخة. عجاج. ( دهار ). مضوضی. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با بانگ کننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رئیس سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان یادآور شد: از میان ۲۸ دانش آموز شرکت کننده در مسابقات بین‌المللی، هفت مدال طلای جهانی، ۱۱ مدال نقره جهانی، ۹ مدال برنز جهانی و یک دیپلم افتخار کسب شد.

💡 تولیدکننده-مصرف کننده: در یک رابطهٔ تولیدکننده-مصرف کننده، فرایند مصرف‌کننده وابسته به فرایند تولیدکننده است تا زمانی که داده مورد نیاز تولید شود.

💡 چندین ایالت، کشتار کودک را در فهرست عوامل تشدید کننده قرار داده‌اند. اما سن قربانی که مجازات اعدام در آن منجر به قتل می‌شود متفاوت است. در سال ۲۰۱۱ تگزاس این سن را از شش به ده سال افزایش داد.

💡 لَیْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ کاشِفَةٌ (۵۸) آن روز که پدید آید، نیست آن را باز برنده‌ای جز از اللَّه، نیست هنگام آن را پیدا کننده‌ای جز از اللَّه.

💡 این سنسورها اغلب دارای یک منبع اینفرارد، محفظه نمونه، فیلتر نوری و صفحه جذب کننده امواج می‌باشند. با قرار دادن گاز مورد بررسی در محفظه

اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز