بازرس سانحۀ دریایی

فرهنگستان زبان و ادب

{marine casualty investigator} [حمل ونقل دریایی] فرد صلاحیت داری که مطابق با قانون مسئولیت بررسی سانحه یا حادثۀ دریایی را بر عهده دارد

جمله سازی با بازرس سانحۀ دریایی

💡 اَژدَر سرنشین‌دار نوعی زیردریایی است که به عنوان یک سلاح محرمانه دریایی در جنگ جهانی دوم استفاده می‌شد.

💡 چه خونها کرد در دل عاشقان را لعل میگونت چه کشتی ها درین یک قطره خون گردید دریایی

💡 شود از سیل خون دریایی آنسان پهنه هامون که اندازد خلل در فلک گردون موج طوفانش

💡 نهادم روی در راهی که آغاز است انجامش در افتادم به دریایی که پیدا نیست پایانش

💡 ۹: یک زد و خورد دریایی نسبتاً بلاتکلیف نبرد کالابریا در سواحل ایتالیا رخ می‌دهد. هیچ کشتی گم نمی‌شود.

💡 تمنای گهر سرگشته ام دارد به دریایی که در هر گام صد جا راه بر کام نهنگ افتد