باریک ریسیدن
لغت نامه دهخدا
باریک ریسیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) لاغر و نحیف شدن. تکیده شدن: روز بروزباریک میریسد؛ پیوسته لاغرتر میشود. لاغر شدن: ای فلان چرا این روزها باریک میریسی ( یعنی لاغر شدی ). این معنی مجاز است. ( از فرهنگ نظام ). || در کاری بغور تمام وارسیدن و اندک اندک بکمال خوبی سرانجام دادن. ( غیاث ). در کار بغور تمام وارسیدن و بکمال خوبی آنرا سرانجام دادن. غزالی مشهدی گوید:
غزالی شهد نظمت گر خورد عقل
نماید تا ابد انگشت لیسی
دهد سررشته حرفی بکاتب
که مو بشکافد از باریک ریسی
بکوشد تا غلط کمتر نویسد
گر از دستش نیاید خوشنویسی.( آنندراج ) ( ارمغان آصفی ).|| پنبه یا پشم را ریسمان باریک رشتن: فلان کارخانه ریسمان بافی، ریسمان باریک میریسد. || بچیزی توجه تمام کردن. ( فرهنگ نظام ).
فرهنگ فارسی
لاغر و نحیف شدن
جمله سازی با باریک ریسیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوک ابزاری ساده از جنس چوب یا آهن است برای ریسیدن پنبه و پشم. دوک نخریسی اولین وسیله پارچهبافی است که الیاف را به نخ تبدیل میکند و به این خاطر در تاریخ تحول وتکامل بافندگی نقش بسیار مهمی داشتهاست. الیاف توسط دوک نخریسی تبدیل به رشتههای طولانی و محکم گردیده که (بنا به مورد مصرف) رنگرزی شده یا به همان رنگ اولیه در نساجی سنتی، قالیبافی، گلیمبافی و... بهکار برده میشوند.
💡 هندی carkha، از فارسی «چرخه». چرخ (از فارسی میانه chark، اوستایی chaxra-، سنسکریت cakra). دستگاهی که در هند برای ریسیدن پنبه استفاده میکنند.
💡 چوبی که گلوله پشم نریسته را روی آن نگاه میدارند تا سپس بتوانند آن پشم را برای ریسیدن به دور دوک بپیچند دُشْکی نام دارد.
💡 گرانولهای تهیه شده (با نقطهٔ ذوب ۲۶۵ درجه) از تولیدات مختلف را به منظور یکنواختی محصولات با هم مخلوط کرده و پس از آماده و خشک کردن تحت پوشش گاز ازت، به دستگاه ریسندهٔ مذاب هدایت میکنند و بالاخره عمل ریسیدن مذاب و عمل کشیدن فیلامنت انجام میگیرد.
💡 پس از تهیهٔ پلیمر مذاب با هریک از روشهای فوق، آن را بهصورت نوار در آب منجمد کرده و پس از تبدیل به گرانول و شستشوی کامل (به منظور برطرف کردن منومر) آن را کاملاً خشک کرده و جهت ریسیدن مذاب و تهیهٔ الیاف بهکار میبرند.