لغت نامه دهخدا
باران عید. [ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مرادف باران روز عید که گذشت. ( آنندراج ). رجوع به باران روز عید شود.
باران عید. [ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مرادف باران روز عید که گذشت. ( آنندراج ). رجوع به باران روز عید شود.
💡 چه گریه است این که دل رست و جگر نیز به هر خاکی که این باران من زد
💡 نیستیم از جلوه باران رحمت ناامید تخم خشکی در زمین انتظار افشانده ایم
💡 قطرهٔ باران کجا و چشمهٔ خورشید قطره کجا میشود محیط به دریا
💡 چنان بود که ز فرقش کلاه بارانی گهی نماید و گاهی نهان شود چو حباب
💡 حرص چوندهان بگشود،عقل راببندد چشم گم شود سرچشمه چون فزون شود باران
💡 گر به مستی آرزوی ابر و باران میکنم سنگ میبارد ز ابر پنبه بر مینای ما