ایارده گوی

لغت نامه دهخدا

ایارده گوی. [ اَ رْ /رِ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) گوینده ایارده. خواننده ایارده. ایارده خوان. رجوع به ایارده شود:
چه مایه زاهد و پرهیزکار صومعگی
که نسک خوان شده بر عشقش و ایارده گوی.خسروانی.

جمله سازی با ایارده گوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهریارا تخت تو گویی سپهری دیگرست زانکه تو بر تخت‌گویی آفتاب دیگری

💡 تاکوتو بالا- اسیکوییبو بالا (به لاتین: Upper Takutu-Upper Essequibo) یک منطقه در کشور گویان است که در جنوب آن واقع شده‌است، مرکز این شهر لتم است.

💡 شعری که قصه گوی شهر فرنگ در ابتدا و انتهای هر قصه شهر فرنگ می‌خواند

💡 ای که پرسی چیست حالِ دل ترا در چنگِ عشق گوی مومین چون بود در پیشِ چوگان برق را؟

💡 ریگ را گویی که گل شو عاجزست خاک را گویی که گل شو جایزست

💡 گفتم کِی ام دهان و لبت کامران کنند؟ گفتا به چشم هر چه تو گویی چُنان کنند

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز