المسح علی الارجل او غسلها فی الوضوء

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] المسح علی الأرجل أو غسلها فی الوضوء تألیف سید عبدالحسین شرف الدین بن یوسف بن جواد موسوی عاملی(م 1377 ق)
از صدر اسلام در کنار سایر انواع فقه رساله ای،فتوائی، آیات الاحکام، نوع دیگری از فقه ایجاد شده که به آن فقه خلافی یا مقارنه ای گویند.
از مهمترین آثار اولیه در این نوع فقه کتابهای الانتصار و الناصریات سید مرتضی(م 436 ق)،الخلاف شیخ طوسی(م 460 ق)، منتهی المطلب علامه حلّی(م 726 ق) می باشد.
کتاب موجود نوشته مختصری است که به این سبک تألیف شده است و مسئله مسح یا شیئین پاها در وضوء که مورد اختلاف فقهای امامیه و سایر مذاهب اسلامی است در آن مورد بررسی واقع شده است.
همچنین مسئله مسح بر کفش و جوراب و مسح بر عمامه، محدوده مسح سر همراه با 6 مسئله فرعی فقه خلافی در آن آمده است.
[ویکی فقه] المسح علی الارجل او غسلها فی الوضوء (کتاب). مؤلف عبد الحسین بن یوسف بن جواد بن سید ابراهیم شرف الدین موسوی عاملی، معروف به سید عبد الحسین شرف الدین موسوی متوفای ۱۳۷۷ هجری قمری می باشد.
از صدر اسلام در کنار سایر انواع فقه رساله ای، فتوائی، آیات الاحکام، نوع دیگری از فقه ایجاد شده که به آن فقه خلافی یا مقارنه ای گویند.از مهمترین آثار اولیه در این نوع فقه کتاب های الانتصار و الناصریات سید مرتضی (م ۴۳۶ ق)، الخلاف شیخ طوسی (م ۴۶۰ ق)، منتهی المطلب علامه حلی (م ۷۲۶ ق) می باشد.کتاب موجود نوشته مختصری است که به این سبک تالیف شده است و مسئله مسح یا شیئین پاها در وضوء که مورد اختلاف فقهای امامیه و سایر مذاهب اسلامی است در آن مورد بررسی واقع شده است. همچنین مسئله مسح بر کفش و جوراب و مسح بر عمامه، محدوده مسح سر همراه با ۶ مسئله فرعی فقه خلافی در آن آمده است.در این کتاب ابتدا نظر اهل تسنن به صورت مفصل و با ذکر نام فقهای آنان مطرح شده اما در مورد فقهای امامیة نام آنان ذکر نشده بلکه با استناد به روایات ائمة معصومین علیهم السلام بحث شده است. مؤلف این کتاب که از فقهای بنام در زمان خود بوده و در مباحث فقه خلافی متخصص بوده است و مراجع عظیم الشانی همچون آیة الله عظمی خوئی عنایت خاصی به ایشان داشته، انصافا در طرح مباحث و بررسی ادله و روایات و استدلال و نقض و ابرام نهایت تلاش خود را نموده و اثر ارزشمند و جاودانه را از خود به یادگار گذاشته است. وی علاوه بر این کتاب دارای آثار ارزشمند دیگری در فقه خلافی و غیر آن همچون مسائل فقهیه، المراجعات، الفصول المهمة، اجوبة مسائل موسی جار الله، النجعة فی احکام المتعة، النصوص الجلیة فی الامامة می باشد. وی در این کتاب به کتب تفاسیر معتبری از اهل تسنن و اهل تشیع همچون تفسیر کبیر فخر رازی، تفسیر کشاف زمخشری، مجمع البیان طبرسی استدلال نموده و از عبارت های مفسرین اهل تسنن برای اثبات نظریه امامیة استفاده نموده است. وی در بیان علل اشتباه سایر مذاهب در این مسئله، حمل قرآن را به روایاتی که بنظر آنها صحیح بوده دانسته است و در واقع حمل آیات قرآن کریم به اخبار صریح بر غسل پاها را علت انحراف آنان دانسته است وی از کتب روایی اهل تسنن بیشتر از صحیح بخاری، مسند احمد بن حنبل، سنن ابن ماجه، صحیح مسلم، سنن ابن داود روایاتی را نقل نموده است. و از کتب روایی شیعه، بیشتر به تهذیب شیخ طوسی، من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق (م ۳۸۱ ق)، وسائل الشیعه شیخ حر عاملی (م ۱۱۰۴ ق) استناد نموده است.
تاریخ انتشار
کتاب موجود ابتدا در سال ۱۴۱۶ ق چاپ شده و سپس در سال ۱۴۱۹ ق تجدید چاپ شده است ناشر آن مجمع العالمی لاهل البیت ع می باشد. تقسیم بندی مطالب اگر چه مبحث اصلی کتاب مسئله شستن پاها در وضوء است اما مسائل دیگری نیز در کنار آن ذکر شده که عبارتند از: مسح بر جوراب و کفش، مسح بر عمامه، محدوده سر، مسح گوشها، آیا شستن سر به جای مسح آن مجزی است، شرط بودن ترتیب در وضوء، شرط بودن موالات در وضوء، شرط بودن نیت در وضوء، وضوی پا نبیذ ثمر در سفر منابع مقدمه ای بر فقه شیعه در مورد مسائل فقهیه و شخصیت سید شرف الدین.

جمله سازی با المسح علی الارجل او غسلها فی الوضوء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 9- علامه (ابن اثير) دانشمند ديگر اهل سنت در (جامعالاصول ) از (ترمذى ) از (انس بن مالك ) چنيننقل كرده است، كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) سوره برائت را با ابوبكرفرستاد، سپس او را خواست و فرمود: لاينبغى لاحد ان يبلغ هذه الارجل من اهلى، فدعا عليا فاعطاه اياه: (براى هيچ كس سزاوار نيست كه اين سوره راابلاغ كند مگر مردى از خاندانم، سپس على (عليه السلام ) را خواست و سوره را به اوداد).

💡 اين سخن صحيح نيست؛ زيرا از مفسرين اهل سنّت سؤال مى كنيم آيا پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ودش و بدون اينكهجبرئيل به او امر كند، على عليه السّلام را براى گرفتن پيام از ابابكر و ابلاغ آن بهمردم فرستاد يا آن حضرت پس از نزول جبرئيل و امر به اينكه ((لا يؤ دى عنك الارجل منك )) اقدام به فرستادن على عليه السّلام بهدنبال ابابكر و گرفتن پيام از او نمود؟

💡 من سمع النداء و هو فى المسجد ثم خرج فهو منافق، الارجل يريد الرجوع اليه، او يكون على غير طهارة فيخرج ليتطهر؛

💡 پس عابس چون شعله جواله در ميدان جولان كرد و پيوسته ندا در داد كه الارجل ! الا رجل هيچكس جرات مبارزت او ننمود اين كار بر ابن سعد ناگوار آمد ندا در داد كهعابس را سنگباران نمايد لشكريان از هر سود به جانب او سنگ افكندند، عابس كه چنينديده زره از تن دور كرد و خود از سر بيفكند...

💡 رابعا در بعضى از طرق معتبر اين حديث جمله لا يذهب بها الارجل منى و انا منه يا مانند آن آمده است كه نشان مى دهد پيامبر على (عليه السلام ) راهمچون خودش و خويش را همچون او مى دانست (همان مضمونى كه در آيه مباهله آمده است ).

💡 سـرانـجام به عنوان يك جمع بندى در اتهامى كه نسبت به پيامبرشان داشتند چنين گفتند:(او فـقـط مـرد دروغـگـوئى اسـت كـه بـر خـدا افـتـرا بـسـتـه، و بـه هـمـيـندليـل مـا هـرگـز بـه او ايـمـان نـخـواهـيـم آورد)! (ان هـو الارجل افترى على الله كذبا و ما نحن له بمؤ منين ).