لغت نامه دهخدا
اصل مرجان. [ اَ ل ِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به اصل المرجان و مرجان شود.
اصل مرجان. [ اَ ل ِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به اصل المرجان و مرجان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقت خفتن سار بر مرجان نهد در باغ سر گاه رفتن گور بر سنبل نهد در دشت گام
💡 مگر با جود او انداخت دریا پنجه در پنجه وگرنه پوست از بهر چه رفت از پنجه مرجان
💡 آبسنگهای حلقوی مرجانی یا جزیرههای کوچک معمولاً فاقد آب شیرین هستند اما ممکن است با زدنِ چاه بتوان به عدسیهای آب شیرینِ زیرزمینی دست یافت.
💡 بحر را سر پنجهٔ مرجان نیندازد ز جوش چند بر دل مینهی از بهر تسکین دست را
💡 - صائبی، مرجان (۱۳۹۴)، «برهوت فرهنگی در سرزمین ترجمه/ میزگردی دربارهٔ ترجمه و ویراستاری با حضور سودابه فضایلی، گیتا گرکانی و ناصر فکوهی»، ایران، ۵۹۶۹، ص ۸