لغت نامه دهخدا
اصل الانجدان. [ اَ لُل ْ اَ ج ُ ] ( ع اِ مرکب ) اصل الانجدان الخراسانی. اشترغار. ( اختیارات بدیعی ) ( فهرست مخزن الادویه ). اشترغار. اشترخار. ( تحفه ) ( الفاظ الادویه ). رجوع به اشترغار و اشترخار و انجدان شود.
اصل الانجدان. [ اَ لُل ْ اَ ج ُ ] ( ع اِ مرکب ) اصل الانجدان الخراسانی. اشترغار. ( اختیارات بدیعی ) ( فهرست مخزن الادویه ). اشترغار. اشترخار. ( تحفه ) ( الفاظ الادویه ). رجوع به اشترغار و اشترخار و انجدان شود.
( اسم ) خارشتری.
یا اصل الانجدان الخراسانی اشتر غاز اشتر غار. اشتر خار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پایتخت این مملکت شهر شَبوَه مرکز اصلی محصول بخور بود.
💡 هم اصل نوبهاری و هم فصل نوبهار ترجیع سیومست هلا قصه گوشدار
💡 دیدیم نهان گیتی و اصل جهان وز علت و عار برگذشتیم آسان
💡 بر دست تو اصل طرب و مایهٔ نصرت جام تو و شمشیر تو در مجلس و میدان
💡 حقیقت راه حق میدان که شرعست اساس بندگی زان اصل و فرع است