لغت نامه دهخدا
اصحاب احمدبن خابط. [ اَ ب ِ اَ م َ دِ ن ِ ب ِ ] ( اِخ ) خابطیه. حدثیه. حدیثیه. گروهی از پیروان احمدبن خابط و فضل بن حدثی بودند که از عقاید نظامیه پیروی میکردند. رجوع به ملل ونحل شهرستانی چ مطبعه حجازی قاهره ج 1 ص 82 شود.
اصحاب احمدبن خابط. [ اَ ب ِ اَ م َ دِ ن ِ ب ِ ] ( اِخ ) خابطیه. حدثیه. حدیثیه. گروهی از پیروان احمدبن خابط و فضل بن حدثی بودند که از عقاید نظامیه پیروی میکردند. رجوع به ملل ونحل شهرستانی چ مطبعه حجازی قاهره ج 1 ص 82 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احمدبن محمّد البَرْدَعی گوید کی از مرتعش شنیدم که گفت از نوری شنیدم که هر که دعوی کند حالتی و از خدای عزّوجلّ کی او را از حد علم شرعی بیرون آرد گرد وی مگرد.
💡 او پيش از اين از سامرا به بحرين رفته بود و خود را از فرزندان عباس بن على بنابى طالب عليه السّلام معرفى كرد و از آن جا به بغداد رفت و خود را به احمدبن عيسىبن زيد نسبت داد.
💡 احمدبن عیسی گوید که عبداللّه مُنازِل گوید که فاضلترین وقتهای تو آنست که از خواطر و وسواس نفس رسته باشی و وقتی کی مردمان از ظنّ بد تو رسته باشند.
💡 احمدبن عطاء الرودباری گوید کی مرگ جُرَیْری اندر سنة الهَبیر بود، بسالی پس از مرگ او بدو بگذشتم او نشسته بود تکیه زده زانو با دل آورده و انگشت باشارة برداشته.
💡 احمدبن حنبل از ابن عباس روايت مى كند(450) كه از جمله درباره مرگ رقيه دختر پيغمبر- صلّى اللّه عليه وآله - و گريستن زنها بر وى گفت: عمر آنها را با تازيانه خود مىزد!