اتش گیرانه

لغت نامه دهخدا

( آتش گیرانه ) آتش گیرانه. [ ت َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) در تداول عامه، فروزینه.

فرهنگ فارسی

( آتش گیرانه ) در تداول عامه فروزینه
( آتشگیرانه ) ( اسم ) آتش افروزینه آتش افروزنه.

جمله سازی با اتش گیرانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دانکن گام‌های کلاسیک باله را نمی‌پذیرفت او تأکید باله بر بیان بداهه، احساسات و فرم‌ها انسانی را نمی‌پسندید و معتقد بود قوانین سخت گیرانه باله در انتخاب حالت و شکل "زشت و غیر طبیعی" است. مکتب رقص او پیروان فراوان یافت و اجازه داد او در گستره وسیعی به تدریس باله بپردازد.

💡 دانکن گام‌های کلاسیک باله را نمی‌پذیرفت او تأکید باله بر بیان بداهه، احساسات و فرم‌ها انسانی را نمی‌پسندید و معتقد بود قوانین سخت گیرانه باله در انتخاب حالت و شکل «زشت و غیر طبیعی» است. مکتب رقص او پیروان فراوان یافت و اجازه داد او در گستره وسیعی به تدریس باله بپردازد.

💡 مطالعه‌ای که به سفارش فرهنگستان علوم، با سرپرستی فرامرز رفیع پور صورت گرفت که به روشنی نشان داد، برآوردهای سازمان شفافیت بین‌الملل بسیار سهل گیرانه و خوشبینانه بوده است و فساد اقتصادی در ایران، بسیار بیش از آن چیزی است که آن سازمان اعلام کرده بود.