لغت نامه دهخدا
ابولینه. [ اَ ن َ ] ( اِخ ) ابن مطرق. محدث است.
ابولینه. [ اَ ن َ ] ( اِخ ) نصربن مطرف. محدث است از مردم کوفه.
ابولینه. [ اَ ن َ ] ( اِخ ) نصربن ابی مریم طهمان. محدث است. او از ضحاک بن مزاحم و از او وکیعبن الجراح روایت کند.
ابولینه. [ اَ ن َ ] ( اِخ ) ابن مطرق. محدث است.
ابولینه. [ اَ ن َ ] ( اِخ ) نصربن مطرف. محدث است از مردم کوفه.
ابولینه. [ اَ ن َ ] ( اِخ ) نصربن ابی مریم طهمان. محدث است. او از ضحاک بن مزاحم و از او وکیعبن الجراح روایت کند.
محدث از مردم کوفه
💡 دو گونۀ رایج این ماهیان، روغنماهی اطلسی (Gadus morhua) و روغنماهی اقیانوس آرام (Gadus macrocephalus) هستند. روغنماهی اطلسی در آبهای سردتر و مناطق دریایی عمیقتر سراسر اقیانوس اطلس شمالی زندگی میکند و روغنماهی اقیانوس آرام در مناطق شرقی و غربی اقیانوس آرام شمالی یافت میشود. Gadus morhua در سال ۱۷۵۸ توسط کارل لینه نامگذاری شد.
💡 رودبک عمدتاً به خاطر مشارکتهایش در دو زمینه شناخته میشود: آناتومی انسان و زبانشناسی، اما او در بسیاری از زمینههای دیگر از جمله موسیقی و گیاهشناسی نیز موفق بود. او اولین باغ گیاهشناسی را در سوئد در اوپسالا تأسیس کرد که باغ رودبک نام داشت، اما صد سال بعد نام آن به نام شاگرد پسرش، گیاهشناس کارل لینه، تغییر یافت.