ابن راهب
لغت نامه دهخدا
ابن راهب. [ اِ ن ُ هَِ ] ( اِخ ) ابوشکر پطرس بن راهب بن اکرم بن مهذب بن شماس قیطی. در فسطاط مصر میزیسته و681 هَ.ق. درگذشته است. کتابی در تاریخ از خلقت آدم تا قضاة بنی اسرائیل و ملوک روم و ظهورمسیح و تاریخ بطارقه و هم تاریخ خلفا تا زمان خویش نوشته و در جداولی مرتب کرده است، این کتاب با ترجمه ٔلاتینی در پاریس به سال 1651 م. به طبع رسیده است.
فرهنگ فارسی
کتابی در تاریخ از خلقت آدم تا قضاه بنی اسرائیل و ملوک روم و ظهور مسیح نوشته است
جمله سازی با ابن راهب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 راهب كه تمام اين مدت، از بالاى دير نظاره گر ماجرا بود، فرياد برآورد كه: اى مردم،مرا پايين آوريد! مرا پايين آوريد!
💡 اطراف تندیسها صدها مغاره وجود دارد که گفته میشود قبل از اسلام راهبان بودایی در آنها مشغول عبادت و آموزش آموزههای بودایی بودهاند.
💡 آن لالهای چو راهب دل سوخته بدرد در خون دیده غرق به کهسار میرود
💡 طریق زاهدان تقوی حدیث مفتیان فتوی مقام راهبان عفت میان عاشقان غوغا
💡 میآیم از طوف حرم، بتخانه پنهان در بغل زنار راهب بر میان، ناقوس گبران در بغل
💡 راهب گفت: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله واشهد انك وصى رسول الله و احق الناس بالامر من بعده .