لغت نامه دهخدا
ابان لاحق. [ اَ ن ِ ح ِ ] ( اِخ ) یا اَبان ِ لاحقی. رجوع به ابان بن عبدالحمید، و رجوع به ابان بن اللاحق شود.
ابان لاحق. [ اَ ن ِ ح ِ ] ( اِخ ) یا اَبان ِ لاحقی. رجوع به ابان بن عبدالحمید، و رجوع به ابان بن اللاحق شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این جشنواره برای نخستین بار در سال ۱۳۸۴ برگزار شد. سیزدهمین دوره جشنواره بینالمللی فرهنگ اقوام ابانماه ۱۳۹۸ در نمایشگاه بینالمللی گلستان و در مجموعه ورزشی المپیک گنبد کاووس برپا شد.
💡 در جنگ جمل سعيد و ابان فرزندان عثمان اسير شدند. آن دو را پيشاميرالمؤ منين آوردند، بعضى از حاضران گفتند: يا اميرالمؤ منين اين دو را بكش. على عليهالسلام فرمود: چه بد گفتيد من همه مردم را امان دادم، آن وقت اين دو را بكشم. سپسحضرت رو كرد به آن دو و فرمود: از گمراهى خود بر گرديد و جدا شويد و هر كجا كهمى خواهيد برويد، و اگر دوست داريد پيش من بمانيد كه نسبت به خويشانتان صله رحممى كنم. گفتند: يا اميرالمؤ منين ما بيعت مى كنيم و مى رويم؛ سپس بيعت كرده ورفتند.(197)