کهلان

لغت نامه دهخدا

کهلان. [ ک ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ کهل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به کَهْل شود.
کهلان. [ ک َ ] ( اِخ ) قبیله ای است از یمن که از اولاد کهلان بن سبا هستند. ( منتهی الارب ). نام قبیله ای از تازیان یمن. ( ناظم الاطباء ). قبیله دوم از قحطانیان، و آنان فرزندان کهلان بن سباء هستند و همه شاخه های آن از زیدبن کهلان منشعب گردیده است. ( از صبح الاعشی ج 1 ص 318 ). نام یکی از هفت قبیله سباء. رجوع به سباء و رجوع به کتاب صبح الاعشی شود.

دانشنامه عمومی

کُهلان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان سراجوی شمالی بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع شده است.
درآمد اهالی این روستا از کشاورزی و دامداری می باشد و سیب و پنیر تولید شده در این روستا کیفیت بسیار بالایی دارد.
فاصله ی روستای کهلان تا مرکز شهر مراغه ۳۸ کیلومتر می باشد

جمله سازی با کهلان

💡 جواد کهلان فر در کتاب تاریخ اساطیری تطبیقی ایران باستان بر این نظر است که

💡 مالک بن عامر از قبیله اشعریان اصالتاً یمنی و از اعراب قحطانی بود، علت نام‌گذاری آنان به اشعری این بود که نسب آنان به نبت بن ادد بن زید بن یشجب بن عریب بن زید بن کهلان معروف به اشعر می‌رسید. بعضی در علت نامگذاری این طایفه به اشعر گفته‌اند که جد آنان پر مو بوده‌است.

💡 بنو طیار به عربی ( بنو الَطّیار ) دهستان بزرگی از توابع استان مَحویت در کشور یمن و در شبه جزیره عربستان واقع می‌باشد. این دهستان در دوران گذشته موطن اصلی قبیلهٔ (طی) بوده‌است. واصل قبیلهٔ طی از ولد:طی بن جلهمه بن زید بن عمر بن عُریب بن زید بن کهلان. و از بطون این قبیلهٔ بزرگ قبائل متعددی متفرع شده‌است که عبارت‌اند از:

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز