کنوب

لغت نامه دهخدا

کنوب. [ ک ُ ] ( ع مص ) درشت گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || بی نیاز گشتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بی نیاز گشتن بعد از فقر. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با کنوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کنت دوکو برای اولین بار در اپیزود دوم ظاهر شد. او نوآموز لرد سیت،دارت سیدیوس و همچنین دومین رهبر اتحادیه تجزیه طلب بود. وی ژنرال کنوبی را در سیاره جئونوسیس دستگیر کرد و به خاطر مرگ کوای‌گان جین (استادِ اوبی‌وان) که شاگرد خودش بود افسوس خورد و همچنین از یک لرد سیت نام برد که نفوذ زیادی در جمهوری کهکشانی دارد.

💡 و در اپیزود دوم او با اوبی‌وان کنوبی درباره نفوذ سیت در کوروسانت گفته خویش را اثبات نمود، او متوجه سیطره تاریکی بر افکار شورای جدای بود

💡 بمب: از ظاهر این پرنده پیداست که مانند بمب منفجر می‌شود. او در نسخه فضایی فقط تغییر ظاهر پیدا کرده و در نسخه جنگ ستارگان در نقش اوبی-وان کنوبی موج می‌فرستد.

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز