پیاستر

مترادف‌ها

پدر

لغت نامه دهخدا

پیاستر. ( اِ ) غُروش، قُروش. نام پولی خاص کشور عثمانی. || سکه سیمین اسپانیولی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) واحد پول نقر. بسیاری از ممالک که ارزشهای مختلف دارند. ۱- سک. سیمین اسپانیولی. ۲- سک. خاص کشور عثمانی قروش غروش. ۳- واحد پول هند و چین.

جمله سازی با پیاستر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سرانجام یهودیان موظف شدند که ۱۰۰٬۰۰۰ پیاستر و اندازه ۳ کشتی باروت بدهند و بیشتر آنها دستگیر شدند و تا زمانی که پراخته شوند هر روز مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند.

💡 ناظران به لوگان سارجنت به او اتهام جلوگیری لانس استرول از زدن دور سریعش زدند و او را برای پاسخ‌گویی احضار کردند. در مرحله سوم تعیین‌خط، اسکار پیاستری از مک‌لارن نتوانست زمانی را ثبت کند، زیرا تنها زمان او به‌دلیل رد شدن از مرزهای پیست حذف شد.

💡 تنها تمرین آزاد این رویداد در ۲۸ ژوئن ۲۰۲۴، ساعت ۱۲:۳۰ به‌وقت محلی (یوتی‌سی ۲:۰۰+) برگزار شد که با ماکس فرستاپن از ردبول در مقام اول و اسکار پیاستری از مک‌لارن و شارل لکلرک از فراری در مقام‌های دوم و سوم به پایان رسید.

💡 در بازارهای سنتی کابل، مردم برای خرید مواد غذایی روزانه و لوازم ضروری خود، مبالغ زیادی را به واحد پیاستر با دقت بسیار زیادی پرداخت می‌کنند.

💡 نرخ ارز در برابر پیاستر به طور مداوم در حال تغییر است که این موضوع بر قدرت خرید خانواده‌های فقیر در کشور افغانستان تأثیر زیادی می‌گذارد.

💡 او تمام پس‌انداز خود را که به صورت پیاستر بود، برای آینده تحصیلی فرزندانش در دانشگاه‌های خارج از کشور کنار گذاشته بود تا خیالی آسوده داشته باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران