منزول

لغت نامه دهخدا

منزول. [ م َ ] ( ع ص ) منزول به؛ آنکه بر او فرودآیند: و انت خیر منزول به. ( از یادداشت مرحوم دهخدا ). || گرفتار زکام و نزله. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
منزول. [ م ُ زَ وِ ] ( ع ص ) هلاک شونده. || افتاده و ساقطشونده. || زایل شونده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
منزول. [ م َ ] ( اِ ) نامی است که در گرگان به درختچه آلاش دهند و در آستارا آن را هَس و در شهسوار کَنگَه نامند. رجوع به جنگل شناسی کریم ساعی و الاش شود.

فرهنگ فارسی

نامی است که در گرگان به درختچه آلاش دهند و در آستارا آنرا هس و در شهسوار کنگه نامند.

جمله سازی با منزول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حضرت آية الله العظمى نجفى مرعشى (قدس سره الشريف ) فرمودند: حقير خودممكرر كراماتى در آن جا (مسجد جمكران ) مشاهده كرده ام،چهل شب چهارشنبه مكرر موفق شدم كه در آن مسجد بيتوته كنم و جاى ترديد نيست كه ازامكنه اى كه مورد توجه و منزول بركات الهى مى باشد و بعد از مسجد سهله كه ازمساجدى است كه منتسب به وجود مبارك ولى عصر مى باشد كه شبهاى چهارشنبه اهالى نجفاشرف آنجا مشرف مى شوند، بعد از مسجد سهله اين بهترين مقام و بهترين جائى است كهمنتسب به حضرت ولى عصر مى باشد.

یانس یعنی چه؟
یانس یعنی چه؟
چک‌اوت یعنی چه؟
چک‌اوت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز