مسعور

لغت نامه دهخدا

مسعور. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از سَعْر. رجوع به سعر شود. || آزمند طعام یا آن که پرشکم بود. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || دیوانه. مجنون. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || گرمی زده و تشنه. ( از منتهی الارب ). کسی که دچار باد سموم شده باشد. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مسعور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او از مدت ۳۰ سال به این طرف به آواز خوانی ادامه داده بود. او در کنسرتهای مکاتب سهم می‌گرفت سرانجام در سال ۱۳۵۲ لیسه حبیبیه به منظور تجلیل از ۲۶ سرطان (تیر) کنسرت به رهبری مسعور جمال اجرا نمود که در این کنسرت مهریار و احمد مرید خوب درخشیدند و با کمک مسعور جمال هر دو به رادیو راه یافتند. اولین اثر مهریار آهنگ زبان پشتو بنام سحر ماشامم دی اوشکی تویو مه بود. پس از این آهنگ در کنسرت کابل ننداری آهنگ امشب ببزم دل را سرود که تعداد علاقه‌مندان ان چندین مراتب زیاد شده بود. مهریار یکی از هنرمندانی بود که از وی یکصد و چهل و پنج آهنگ تنهایی و دوگانه با خانم پرستو در آرشیو رادیو تلویزیون افغانستان باقی‌مانده‌است. او در چندین جشنواره موسیقی، از جمله جشنواره هلند شرکت نمود و در این جشنواره در میان شرکت کنندگانی از ۲۳ کشور، او برنده جایزه شد. مهریار و همسرش پرستو کنسرتی را در تابستان سال ۱۳۸۸ به منظور کمک به کودکان افغانستان در شهر بن اجرا نمودند که کنسرت نامبرده تحت حمایت صدراعظم آلمان آنگلا مرکل اجرا کردیده بود.

آشفته یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز