مالق

لغت نامه دهخدا

مالق. [ ل َ ] ( معرب، اِ ) ماله زمین. ( دهار ). ماله که بدان زمین کشت راهموار و برابر کنند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مأخوذ از فارسی، ماله ای که بدان زمین کشت را هموار و برابر کنند. ( ناظم الاطباء ). آنچه برزگر بدان زمین شیار کرده را هموار کند و عبارت لسان چنین است: چوبی عریض که با رسن به دو گاو بسته شود و مرد بر آن ایستد و گاوان آن را کشند. ( از اقرب الموارد ). || ماله گلکاران. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ماله گلکاری. ( ناظم الاطباء ). ماله گلکار، معرب ماله فارسی است. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به مالج و ماله شود.

جمله سازی با مالق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ج- روس‌ها (ملقان): مهاجرین مردمان منطقه روسیه سفید که مالقان نامیده می‌شدندتعدادی از این مهاجرین روسی به مینودشت نیز مهاجرت کردند، کمیسر روس در سال ۱۲۹۲هـ. ش ۲۰۰ نفر از آن‌ها را که برای کشت و زرع به گنبد قابوس وارد شده بودند در دشت حلقه اسکان می‌دهد برخی از مهاجرین نیز در حاشیه شهر مینودشت ساکن شده بودند و به کار کشاورزی می‌پرداختند، اهالی مینودشت به آن‌ها مَلَقان می‌گفتند ملقان‌های مینودشت علاوه بر زبان مادری خود به زبان فارسی نیز صحبت می‌کردند و فرزندان آنان به همراه کودکان مینودشتی به مدرسه می‌رفتند. ملقان‌ها تا سال ۱۳۱۸ در مینودشت بودند تا اینکه در این سال طی سفری که رضاشاه به مینودشت داشت تعدادی از زنان ملقان‌ها از او درخواست می‌کنند تا به سرزمین خود بازگردند، با درخواست آنان موافقت می‌شود و تعداد زیادی از آنان به سرزمین خود در روسیه بر می‌گردند، اما از این گروه تعداد کمی در مینودشت باقی ماندند عده‌ای نیز به شهر گنبد رفتند و در آنجا ماندگار شدند.

هیلا یعنی چه؟
هیلا یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز