ماست مالی
لغت نامه دهخدا
ماست مالی. ( حامص مرکب ) مداهنه. ( یادداشت به خطمرحوم دهخدا ). || سرسری گرفتن و پوشاندن دقایق امری. اغماض کردن. ندیده گرفتن مسائلی که موجب خشم یا اختلاف گردد. و رجوع به ماست مالی کردن شود.
فرهنگ عمید
۱. [مجاز] سرسری انجام دادن کاری.
۲. [مجاز] پوشاندن عیب ونقص امری، لاپوشانی کردن.
فرهنگ فارسی
عمل ماست مالی کردن: آری دخترجان. اینها ماست مالی و محض خالی نبودن عریضه است.
مداهنه
جمله سازی با ماست مالی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سرمايه، پيکرهای از دانش دارد که به درد جامعه میخورد. بحران کنونی در اقتصاد جهان، انعکاسی از اشتباهات و عيوب سيستمهای مالی ماست که ما هماکنون در حال کار برای اصلاح آنها هستيم. سرمايه، تمدنهای مدرن را پيش میبرد و من بيشتر میخواهم گسترش سرمايهداری را ببينم تا اينکه به بشريت خدمت کنم.