لغت نامه دهخدا
قیاس معکوس. [ س ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ( اصطلاح منطق ) هرگاه مقابل نتیجه را با یک مقدمه تألیف کنند تا مقابل دیگر مقدمه نتیجه دهد آن قیاس را معکوس خوانند. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به قیاس دور شود.
قیاس معکوس. [ س ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ( اصطلاح منطق ) هرگاه مقابل نتیجه را با یک مقدمه تألیف کنند تا مقابل دیگر مقدمه نتیجه دهد آن قیاس را معکوس خوانند. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به قیاس دور شود.
هر گاه مقابل نتیجه را با یک مقدمه تالیف کنند تا مقابل دیگر مقدمه نتیجه دهد آن قیاس را معکوس خوانند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تحقیقات نشان میدهد که توجه متمرکز در اندازههای متغیر است. اریکسون و سنت جیمز استعاره زوم لنز را پیشنهاد دادند، که جایگزینی برای استعاره نورافکن است و ماهیت متغیر از توجه را در نظر میگیرد. این، توزیع توجه به یک لنز بزرگنمایی که میتواند تمرکز توجه را محدود یا گسترش دهد را به حسای میآورد. این، یافتههایی که نشان میدهد توجه را میتوان در هر یک از مناطق وسیعی از زمینه بصری توزیع کرد و همچنین در حالت متمرکز عمل میکند، پشتیبانی میکند. در حمایت از این قیاس، تحقیقات نشان دادهاست که بین اندازه تمرکز توجه و کارایی پردازش درون مرزهای یک لنز زوم رابطه معکوس وجود دارد.
💡 هرکه را نو گشت مادر او کهن گردد، بلی همچنین آید به معکوس از قیاس مستوی