گله ٔ مرغان

لغت نامه دهخدا

گله مرغان. [ گ َ ل َ / ل ِ / گ َل ْ ل َ / ل ِ ی ِ م ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) یکنوع پرده ای است که هر نقشی که در آن است تصویر پرندگان است. گله بمعنی پرده است و هنگامی که دسته ای از مرغان در آسمان پرواز کنند از نظر شباهت آنان را به پرده فوق که نقش پرندگان دارد تشبیه کنند. ( شعوری ج 2 ورق 323 ).

فرهنگ فارسی

یکنوع پرده ایست که هر نقشی که در آنست تصویر پرندگانست.

جمله سازی با گله ٔ مرغان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جانا بیار باده که مرغان باغ را بی‌جام بر سماع تهی بار می‌رود

💡 يوسف گفت، اى دو رفيق زندانى من اما يكى از شما ساقى شراب شاه خواهد شد و اما آنديگرى بدار آويخته مى شود تا مرغان مغز سر او را بخورند اين امرى كه درباره آن ازمن خواستيد قطعى و حتمى است.(41)

💡 در حديث صحيح از امام محمد باقر عليه السلاممنقول است كه: حضرت سليمان به حج خانه كعبه رفت با جنيان و آدميان و مرغان بر روىهوا، و كعبه را جامه هاى قبطى پوشانيد (248).

💡 مرغ غافل مى خورد دانه زدام باز مرغان خبير هوشمند همچو اندر دام دنيا اين عوام كرده اند از دانه خود را خشك بند

💡 مرغان آن هوا به زمین چون کنند میل؟ تا در میان دام نبینند دانه‌ای

💡 گر همی نازند حوران بهشت از وصل او در بهار از هجر او مرغان همی نالند زار