لغت نامه دهخدا
گشنیز کوهی. [ گ ِ زِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نام نوعی از نبات مخلصه است. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). اسم فارسی تخم مخلصه است. ( تحفه حکیم مؤمن ).
گشنیز کوهی. [ گ ِ زِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نام نوعی از نبات مخلصه است. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). اسم فارسی تخم مخلصه است. ( تحفه حکیم مؤمن ).
گِشْنیزِ کوهی (Sanguisorba minor)
گیاهی علفی، با نام علمی Sanguisorba minor، به ارتفاع ۳۰ تا ۶۰ سانتی متر، دارای ساقه ای به رنگ سبز مایل به قرمز. از تیره گل سرخ است. غالباً با سبزی های خوراکی پرورش می یابد و در سالاد مصرف می شود. اشتهاآور، مدر و دارای اثر قابض اندک، بندآورندۀ خون و ضد نزله است. در فارس، آذربایجان، همدان، کرمان و تهران می روید.
💡 یک پژوهش اولیه نشان دادهاست که اسانس گشنیز میتواند باکتریهای گرم مثبت و گرم منفی از جمله استافیلوکوکوس اورئوس، انتروکوکوس فکالیس، سودوموناس آئروژینوزا و اشریشیا کلی را مهار کند. همچنین بهنظر میرسد که اسانس گشنیز بهعلت داشتن درصد بالای لینالول اثر ضد درد داشته باشد.
💡 در کشور لائوس، بجای گشنیز، از شوید استفاده میشود.
💡 ریشهٔ گشنیز در آشپزی بهویژه آشپزی تایلند استفاده میشود.