گردل مردل

لغت نامه دهخدا

گردل مردل. [ گ ِ دِ م ِ دِ ] ( ص مرکب، از اتباع ) خرد و کوچک. رجوع به گردل شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) خرد و کوچک.

جمله سازی با گردل مردل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تازه‌آباد گردل‌گاری، روستایی از توابع بخش ازگله شهرستان ثلاث باباجانی در استان کرمانشاه ایران است.

💡 گردل ما یک جرس آهنگ بیتابی‌کند گرد چندین‌کاروان سازد شکست رنگ را

💡 رحم بودی برفغان و زاری شبهای من گردل سختش نه سنگ و مرمر و خاراستی

💡 گردل من جان بدادو بوسه بستد رواست مایه شادی بطرف غم نه ارزان یافتست؟

💡 در جایی که برج‌های توپخانه‌ها با دیوارهای مجاور خود همسطح بودند به آنها گردل می گفتند.

💡 گردل سخت تو از جور و جفا برگردد نیست ممکن که دل ما ز وفا برگردد