گاورده جلالی

لغت نامه دهخدا

گاورده جلالی. [ وَ ؟ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شمیل بخش مرکزی شهرستان بندرعباس، در 4800گزی شمال خاور بندرعباس، سر راه فرعی میناب به بندرعباس، جلگه، گرمسیر، سکنه 100 تن،آب آن از رودخانه، محصول آنجا خرما، شغل اهالی زراعت، راه فرعی دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

دهی در بندر عباس

جمله سازی با گاورده جلالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر که از اهل کمال است جلالی دارد خوش کمالی که جمالی به کمالی دارد

💡 او جل جلاله قهری و لطفی داشت بر کمال، جلالی و جمالی داشت بی‌زوال.

💡 - مجید جلالی:               ۴۶ رای.

💡 امروز: ۱۴ میزان (مهر) سال ۹۴۶ جلالی باستانی سلطانی برابر با ۸ مهر ۱۴۰۳ خورشیدی است.

💡 هر زمانش ز فلک تحفه جلالی دگرست همچو چوگانش برین گوی هلالی دگرست

💡 جلالی (زهک)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زهک در استان سیستان و بلوچستان ایران است.