کور گندم
لغت نامه دهخدا
کورگندم. [ گ َ دُ ] ( اِ مرکب ) نوعی گندم: از گندم نوعی است که کورگندم خوانند. ( نزهةالقلوب ). دیگر آنکه نوعی از گندم که دراز و باریک می باشد و آن را خندروس می گویند و در بعضی مواضع کورگندم گویند. ( فلاحت نامه، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
نوعی گندم:از گندم نوعی است که کور گندم خوانند.دیگر آنکه نوعی از گندم که دراز و باریک می باشد و آن را خند روس می گویند و در بعض مواضع کور گندم گویند.
جمله سازی با کور گندم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 که آدم گندم اینجاگه خورد او ز فعل زود من فرمان برد او
💡 بگو آن آدم و گندم کدام است چرا در رهرو آن دانه دام است
💡 سرّ گندم بود کورا خوار کرد سرّ گندم هفت و پنج و چار کرد
💡 پس آدم خورد گر گندم ز غفلت منافی نیست آن با عقل و عصمت
💡 نان گندم نزد آدم خوش بود گرچه جو نزد خران خوشتر است
💡 من ترا کی گفتم، ای یار عزیز کاین گره بگشای و گندم را بریز