لغت نامه دهخدا
کورنمکی. [ ن َ م َ ] ( حامص مرکب ) حق نشناسی. نمک بحرامی. ( فرهنگ فارسی معین ) نمک نشناسی. و رجوع به کورنمک شود.
کورنمکی. [ ن َ م َ ] ( حامص مرکب ) حق نشناسی. نمک بحرامی. ( فرهنگ فارسی معین ) نمک نشناسی. و رجوع به کورنمک شود.
حق نشناسی نمک بحرامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نمکی را که فلک نایدش از عهده برون لبت آورده و بر دیده ما ریخته است
💡 «طراحی با حروف الفبای ارمنی، طراحی پاکت پفک نمکی و طراحی پاکت شیر صنایع شیر ایران. آواکیان نخستین ایرانی عضو انجمن طراحان انگلستان (LSIAD) است.»
💡 ساختارهای نمکی (به استثنای لایههای تغییرشکلنیافته نمک) در بیش از ۱۲۰ حوضه رسوبی در سراسر دنیا یافت میشود.
💡 طبیعت زیبا و منحصر به فرد کفه نمکی بردسکن در ۸ دی ۱۳۹۰ به عنوان نخستین اثر طبیعی از استان خراسان رضوی در فهرست آثار طبیعی ایران با شماره ۱۵۷ به ثبت رسید.
💡 یاد رویش نه چراغی است که خاموش کنند نمکی نیست لب او که فراموش کنند
💡 همه زخم حسرتم از لبت من خستهدل نبود روا نمکی ز شهد تبسمت به جراحت دگری رسد