لغت نامه دهخدا
کورموری. ( حامص ) کورمورکی. ( از فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ). رجوع به کورمورکی و کورمال شود.
کورموری. ( حامص ) کورمورکی. ( از فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ). رجوع به کورمورکی و کورمال شود.
کور مورکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 موری به کام دانهای از حاصلم برد کو برق تا به باد دهد خرمن مرا
💡 عشق دارد عقل را از دین و دنیا بی نصیب وای بر موری که با برق است در خرمن شریک
💡 درین دریا پرگوهر سعادت جستن از اختر به آن ماند که موری دانه از مور دگر گیرد
💡 شکوه عشق را گردون گردان برنمیدارد که هر موری ز جا تخت سلیمان برنمیدارد
💡 بیل موری و تیلدا سوینتون در فوریه ۲۰۱۸ در حین تور مطبوعاتی برای جزیره سگها، اعلام کردند که در یک فیلم زامبی به کارگردانی جیم جارموش حضور دارند.
💡 عرشی که دو کون پرتوِ عَظْمَتِ اوست موری چه عجب اگر بدانجا نرسد