کهر بادم

لغت نامه دهخدا

کهربادم. [ ک َ رُ دُ] ( ص مرکب ) که دمی زرد چون کهربا دارد:
اگر کژدمی کهربادم بود
مشو ایمن از وی که کژدم بود.نظامی.

فرهنگ فارسی

که دمی زرد چون کهربا دارد ٠

جمله سازی با کهر بادم

💡 خاک گشتم در رهت کز جلوه بر بادم دهی همچو آتش سرکشیدی از من و گشتم من آب

💡 مده چو خاک به بادم اگرچه هست تن من به بوی بوسه ی پایت چو خاک راه زخواری

💡 عشق گوید راست می گویی ولی از خود مبین من چو بادم تو چو آتش من تو را انگیختم

💡 بویی از نکهتش آمیخته شد بادم باد بر هر آن خار که زد لاله و گل بار آورد

💡 در ۱ نوامبر ۲۰۱۹ اعلام شد که گروه چیلدرن آو بادم آخرین اجرای خود را در تاریخ ۱۵ دسامبر به روی صحنه خواهد برد. آن کنسرت با نام "فصلی به نام چیلدرن آو بادم" در سالن آیس هال هلسینکی در فنلاند اجرا گردید. در بیانیه‌ای اعلام شد:

💡 زلفت چو سایه از سر سروت فتد به خاک بادم به فرق سایه سرو تو مستدام