کلمهی «کله گنده» در فارسی به فردی اشاره دارد که دارای مقام، نفوذ یا اهمیت بالاست و معمولاً در جامعه یا سازمان جایگاه برجستهای دارد. این عبارت تصویری از کسی ارائه میدهد که در میان دیگران بزرگ و مهم به نظر میرسد. «کله گنده» معمولاً به افرادی گفته میشود که تصمیمگیرنده، اثرگذار یا صاحب نفوذ هستند. این واژه هم در زبان محاوره و هم در متون نوشتاری غیررسمی کاربرد دارد و بار معنایی آن گاهی مثبت و گاهی منفی است. از نظر مثبت، «کله گنده» میتواند فردی با تجربه، قدرتمند و معتبر باشد. اما در بار منفی، ممکن است اشاره به کسی داشته باشد که خودخواه، سلطهجو یا پرمدعاست. این اصطلاح در محیطهای کاری، اجتماعی و حتی سیاسی برای اشاره به افراد مهم یا صاحب نفوذ رایج است. «کله گنده» با واژههایی مانند صاحبمنصب، رئیس، بزرگمقام و قدرتمند هممعنی است. در گفتار روزمره، اغلب برای توصیف کسی که در جمع یا سازمان تأثیر زیادی دارد به کار میرود.
کله گنده
لغت نامه دهخدا
کله گنده. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ گ ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) در تداول عامه، آنکه سرش بزرگ و گنده باشد. ( فرهنگ فارسی معین ). آنکه جمجمه بزرگ دارد.( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || به کنایه، صاحب نفوذ. ( فرهنگ فارسی معین ). آنکه جاه و مقام بلند دارد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کسی که از جهتی نسبت به دیگران برتری و تفوق دارد. ( فرهنگ عامیانه جمالزاده ). || آنکه ثروت بسیار دارد.متمول. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). آدم متعین و متشخص و اعیان منش. ( فرهنگ عامیانه جمال زاده ). || در این صفت گاهی تحقیر و تمسخر و توهین نیز وجود دارد و به هر حال هرگز خوشبینی نسبت به این طبقات از آن مفهوم نمی شود. ( فرهنگ عامیانه جمال زاده ).
فرهنگ معین
( ~. گُ دِ ) (ص مر. )۱ - آن که سرش بزرگ و گنده باشد. ۲ - (عا. ) صاحب نفوذ.
فرهنگ عمید
شخص مقتدر و بانفوذ.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه سرش بزرگ و گنده باشد ۲ - صاحب نفوذ: (... از کله گنده های شهر حساب میشود ).
ویکی واژه
آن که سرش بزرگ و گنده باشد.
صاحب نفوذ.