لغت نامه دهخدا
کله جار. [ ک ُ ل ِه ْ ] ( اِخ ) کلجر. دهی از دهستان یامچی است که در بخش مرکزی شهرستان مرند واقع است و 480 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
کله جار. [ ک ُ ل ِه ْ ] ( اِخ ) کلجر. دهی از دهستان یامچی است که در بخش مرکزی شهرستان مرند واقع است و 480 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در روز و شب چرخ چو زلف و رخ او کو روز و شب پیوسته به زیر کلهی کو
💡 گر پیش گل کشم کله مشکبوی تو بر من کلک مزن که نیندیشم از کلک
💡 با کله داری آن فکرت روشن هر شب آسمان پیرهن صبح قبا می یابد
💡 زنار کمر کرده وز دیر برون جسته طرف کله اشکسته از شوخی و رعنایی
💡 روزی ده سیاره بر کسب ضیارا در یوزهگر سایهٔ پر کله ماست