کرگ پیکر

لغت نامه دهخدا

کرگ پیکر. [ ک َ پ َ / پ ِ ک َ ] ( ص مرکب ) دارای پیکره و نقش کرگدن:
بر آن کوه فرخ برآمد ز پست
یکی کرگ پیکر درفشی به دست.فردوسی.|| قوی و تناور چون کرگدن.

فرهنگ فارسی

دارای پیکره و نقش کرگدن یا قوی و تناور چون کرگدن.

جمله سازی با کرگ پیکر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به رنگی‌کج‌کلاه افتاده خم در پیکر تیغش که از حیرت محرف می‌خورد صورتگر تیغش

عضوا یعنی چه؟
عضوا یعنی چه؟
اندور یعنی چه؟
اندور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز