لغت نامه دهخدا
( کدورت آوردن ) کدورت آوردن. [ ک ُ رَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) ملال آوردن. اندوه آوردن. آزردگی آوردن. ( از ناظم الاطباء ): ذکر کدورت کدورت آرد. ( جامع التمثیل ).
( کدورت آوردن ) کدورت آوردن. [ ک ُ رَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) ملال آوردن. اندوه آوردن. آزردگی آوردن. ( از ناظم الاطباء ): ذکر کدورت کدورت آرد. ( جامع التمثیل ).
( کدورت آوردن ) ملال آوردن. اندوه آوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در قفا دارد کدورت آشناییهای خلق پر مشو حیران در این آیینههای عاریت
💡 کدورت میکشد طبع روانت بیدل از عزلت به یکجا آب چون گردید ساکن بیصفا گردد
💡 ز می طرب فزا گو دل خویشرا جلا ده ز کدورت زمان هر که به دل غبار دارد
💡 پیش ازین با ما دلی زآیینه بودش صافتر آهی از ما سر زدست و این کدورتها شدست
💡 این واقعه کدورت بین افشین و عبدالله طاهر را قویتر کرد و این دو رقیب برای از بین بردن هم ستیز میکردند.