لغت نامه دهخدا
کج خلقی کردن. [ ک َ خ ُ ک َ دَ] ( مص مرکب ) زشتخویی کردن. تغیر کردن. تشدد کردن.
کج خلقی کردن. [ ک َ خ ُ ک َ دَ] ( مص مرکب ) زشتخویی کردن. تغیر کردن. تشدد کردن.
زشتخویی کردن. تغیر کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلقی شده در جست و جو هر سو که ماه عید کو عید من آن کان ماهرو بنمایدم دیدار خود
💡 همه گویند کز خونخواریش خلقی به جان آمد من این گویم که بهر جان من خونخواره تر بادا
💡 جان من خلقی ز عشقت گر چو اهلی دم زنند خود تو میدانی کز ایشان عاشق دیرینه کیست
💡 شاد باش از لطف ایزد تا ابد لابد بود زانکه چون ابن یمین خلقی ازو هستند شاد
💡 کرپلین در ویراست سال ۱۸۹۶ کتابش به وضعیتهای سایکوپاتیک اشاره کرده بود که شامل جنون جبری، جنون تکانهای، همجنسگرایی، و اختلالات خلقی بود.