لغت نامه دهخدا
کبی دار. [ ک َ ] ( نف مرکب ) نگاه دارنده کبی. قَرّاد. ( یادداشت مؤلف ). کپی دار.
کبی دار. [ ک َ ] ( نف مرکب ) نگاه دارنده کبی. قَرّاد. ( یادداشت مؤلف ). کپی دار.
نگه دارنده کبی قراد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیجسه گر لعل لبندن آدمز بوشوقدن داشلنور اشکم کبی خاتم گوزیندن قاشلر