لغت نامه دهخدا
کاولی ساز. [ وُ ] ( نف مرکب ) هرکه چیزهای زشت و ناهموار سازد. ( آنندراج ). مثل کولیها. || بر کسی که چشم را کج کند و بینی درهم کشد نیز اطلاق کنند. ( آنندراج ).
کاولی ساز. [ وُ ] ( نف مرکب ) هرکه چیزهای زشت و ناهموار سازد. ( آنندراج ). مثل کولیها. || بر کسی که چشم را کج کند و بینی درهم کشد نیز اطلاق کنند. ( آنندراج ).
(وُ ) (ص مر. ) = کاولی سازنده: ۱ - صنعتگری که اسباب و آلات زشت و ناهموار سازد. ۲ - کنایه از کسی که چشم را کج کند یا بینی را در هم کشد.
( صفت ) صنعتگر ی که اسباب و آت زشت و نا هموار سازد. ۲ - کسی که چشم را کج کند یا بینی را در هم کشد.
کاولی سازنده:
صنعتگری که اسباب و آلات زشت و ناهموار سازد.
کنایه از کسی که چشم را کج کند یا بینی را در هم کشد.
💡 جایزه کاولی در اخترفیزیک به دستاوردهای برجستهای در زمینه پیشبرد دانش و درک ما از منشأ، تکامل، و خواص جهان از جمله زمینه کیهانشناسی، اخترفیزیک، نجوم، علوم سیارهای، فیزیک خورشیدی، علوم فضایی تعلق میگیرد.
💡 او در تیمارستانی زیر نظر کاولی، شین، زندانبان و پرستاری که نقش راشل سولاندو را بازی میکرد به هوش میآید. وقتی از او سؤال میشود، تمام حقیقت را به صورت معقول بازگو میکند و باعث رضایت پزشکان میشود. کاولی خاطرنشان میکند که آنها ۹ ماه قبل نیز به این حالت رسیده بودند، اما اندرو پس رفت کرد. او هشدار میدهد که این آخرین فرصت اندرو خواهد بود. در غیر اینصورت، آنها مجبورند که او را لوبوتومی کنند.
💡 او همچنین برندهٔ جوایزی همچون جایزه کاولی شدهاست.
💡 وی همچنین برندهٔ جوایزی همچون همکار انجمن سلطنتی، جایزه کاولی، جایزه گاردینر، جایزه پرل مایستر گرینگارد، و جایزه بالزان شدهاست.
💡 او در تیمارستانی زیر نظر کاولی، شین، زندانبان و پرستاری که نقش راشل سولاندو را بازی میکرد به هوش میآید. وقتی از او سؤال میشود، تمام حقیقت را به صورت معقول بازگو میکند و باعث رضایت پزشکان میشود. کاولی خاطرنشان میکند که آنها ۹ ماه قبل نیز به این حالت رسیده بودند، اما اندرو پس رفت کرد. او هشدار میدهد که این آخرین فرصت اندرو خواهد بود. در غیر اینصورت، آنها مجبورند که او را لوبوتومی کنند.
💡 در لرستان که عمده عشایر قوم لک هستن در زبان لکی ،کاولی،کولی،،قره چی،گورونی میشناسند اما معمولاً کاولی کاربرد بیشتری دارد.