لغت نامه دهخدا
کاتب الهی. [ ت ِ اِ لا ] ( اِخ ) میرزا محمدشفیع وصال شیرازی. رجوع به وصال شیرازی شود.
کاتب الهی. [ ت ِ اِ لا ] ( اِخ ) میرزا محمدشفیع وصال شیرازی. رجوع به وصال شیرازی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قلمم که کاتب صنع به ازل نمود طغرا رقم نخست عشقت بنوشت در کنارم
💡 از اهل خراسان چه گویندمان که گویند «ما کاتب و شاعریم»؟
💡 به نویسندگان در «دیوان انشاء» یک دربار، نیز کاتب میگفتهاند.
💡 کجا شگرفی نامش کجا زبان قلم مگر ز عفو کند خامه کاتب اعمال
💡 اینقدر فرق میان خط یک کاتب نیست سرنوشت همه گر از قلم تقدیر است