چنار روئیه
لغت نامه دهخدا
چنارروئیه. [ چ ِ ی َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان سرجهان بخش بوانات و سرجهان شهرستان آباده که در 83 هزارگزی جنوب خاوری سوریان واقع است. کوهستانی و هوایش سردسیر است و 150 تن سکنه دارد. آبش از قنات. محصولش غلات، حبوبات و انگور. شغل اهالی زراعت و قالیبافی وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان سر جهان بخش بوانات و سر جهان شهرستان آباده.
جمله سازی با چنار روئیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 صبح و شام از حسرت او بر دهان انگشت سرو روز و شب در خدمت او بر کمر دست چنار
💡 رز به اندک روزگاری بر سر آمد از چنار هر سبکدستی عنان تاک نتواند گرفت
💡 یکی که شکل تو دیدست و قامتت داند که خود روا نبود نسبتت بسرو و چنار
💡 چون بنگری به طولش سرو و چنار باشد گر سرو را ز گوهر بر سر شعار باشد
💡 دارم پر از فراق تو چون کوکنار دل هستم تهی ز وصل تو همچون چنار دست