چراغ پرهیز

لغت نامه دهخدا

چراغ پرهیز. [ چ َ / چ ِ پ َ ] ( اِ مرکب ) فانوس. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). چیزی که محافظت چراغ از باد کند. ( برهان ). چیزی باشد که بر روی چراغ بکشند تا چراغ از صدمه باد محفوظ ماند و خاموش نشود. ( آنندراج ). چیزی باشد که در پیش چراغ بسازند تا چراغ از باد خاموش نشود. ( جهانگیری ). مردنگی، و هر چیز که چراغ را از باد محافظت نماید. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. فانوس، مردنگی.
۲. آنچه که چراغ را در آن بگذارند تا از وزش باد خاموش نشود.

جمله سازی با چراغ پرهیز

💡 چون انیس طمع تو آن نیستیست از فنا و نیست این پرهیز چیست

💡 کسی که خاک شود زر به دست همت او به خاک افتد و از کیمیا کند پرهیز

💡 از بلا پرهیز اولا تر نگه کن تیرِ غمزه در کمان ِابروانش

💡 ای کرده چهره تو چو گلنار شرم تو پرهیز من ز چیست ز تو یار شرم تو

💡 عاشق و مستور حاشا پرده پرهیز چیست عشق اول عهد الفت را برسوائی ببست

💡 ز بیگانه پرهیز کردن نکوست که دشمن توان بود در زی دوست