چادر لاجورد

لغت نامه دهخدا

چادر لاجورد. [ دَ / دُ رِ وَ ] ( ترکیب اضافی،اِ مرکب ) کنایه از آسمان است. ( برهان ):
چو روشن شد آن چادر لاجورد
جهان شد بکردار یاقوت زرد.فردوسی.چو پنهان شدی چادر لاجورد
شدی کوه مانند یاقوت زرد.فردوسی.|| سبزه زار ومرغزار را نیز گویند. ( برهان ). رجوع به «چادر لاجوردی » شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از آسمان است. یا سبزه زار و مرغزار را نیز گویند.

جمله سازی با چادر لاجورد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنفشه برده بار خوش میان شنبلید کش چو گو گرد از بر آتش چو زر لاجورد آگین

💡 به نیزه برآویختند آن دو مرد شد از گردشان آسمان لاجورد

💡 (ندانم که از چیست آن تیره گرد ) که شد روز رخشان چو شب لاجورد

💡 گرچه طبع از آبنوس روز و شب زد خرگهم ورچه دهر از لاجورد آسمان کرد افسرم

💡 چنین تا که خورشید گردید زرد زمانه همه گشت چون لاجورد

بلندگو یعنی چه؟
بلندگو یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز