چادر افراختن

لغت نامه دهخدا

چادر افراختن. [ دَ / دُ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) چادر زدن. چادر افراشتن. خیمه زدن. خیمه بپا کردن و رجوع به خیمه افراختن شود.

فرهنگ فارسی

چادر زدن ٠ چادر افراشتن ٠ خیمه زدن ٠ خیمه بپا کردن

جمله سازی با چادر افراختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با کدامین آبرو گردن توان افراختن همچو شمعم‌ کاش باشد یک بریدن وار سر

💡 تا کلاهِ کبر و نازِ خواجگی ننهی ز سر در صف عشّاق گردن کی توان افراختن

💡 گرفتند ترکان همه تاختن بدان تاختن گردن افراختن

رگبار یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز