پیچیده دنب

لغت نامه دهخدا

پیچیده دنب. [ دَ / دِ دُمْب ْ ] ( ص مرکب ) دارای دم تاب خورده: اعقد؛ گرگ و سگ پیچیده دنب. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) دارای دم تاب خورده: اعقد گرگ و سگ پیچیده دنب.

جمله سازی با پیچیده دنب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دامن زدی بمجمر عود دلم بناز پیچیده است چون گل نورسته بو درو

💡 ز این تنگنا چو شعلهٔ آتش به دود آه آخر ز دست حادثه پیچیده می روم

💡 دست موسی داری و پیچیده اژدر ساحری سحر تو با معجز موسی زند پهلو بهم

💡 نیستم چون کعبه در بند لباس عاریت بید مجنونم که موی خود به سر پیچیده‌ام

💡 شب، شراری در دل از گرمی خوی او فتاد بر سراپا آتشم مانند خس پیچیده است