پیشه گشتن
کلمهی «پیشه گشتن» در فارسی به معنای اشتغال پیدا کردن، حرفهای شدن یا کاری را به عنوان شغل و فعالیت اصلی برگزیدن است و بار معنایی آن عمدتاً مثبت و توصیفی است. این واژه از ریشهی «پیشه» به معنای شغل، حرفه یا مسیر کاری گرفته شده و نشان میدهد که فرد، فعالیت یا مهارتی را به صورت رسمی و مستمر برای امرار معاش یا توسعه تواناییهای خود انتخاب کرده است. «پیشه گشتن» میتواند شامل فعالیتهای گوناگون حرفهای، مانند هنر، علم، صنعت، تجارت یا حرفههای آزاد باشد و معمولاً بیانگر تصمیم فرد برای اختصاص دادن زمان، انرژی و مهارت خود به آن حرفه است. از نظر معنایی، این واژه با اصطلاحاتی مانند «شاغل شدن»، «حرفهای شدن»، «اشتغال یافتن» و «کارمند شدن» نزدیک است و بار معنایی آن هم توصیفی و هم انگیزشی دارد.
مترادفها
کار کردن، حرفه داشتن
متضادها
بیکار بودن
لغت نامه دهخدا
پیشه گشتن. [ ش َ / ش ِگ َ ت َ ] ( مص مرکب ) شغل و عمل صنعت شدن:
بر آن شیشه دلان از تر کتازی
فلک را پیشه گشته شیشه بازی.نظامی. || عادت شدن:
کسی را که خون ریختن پیشه گشت
دل دشمن از وی پر اندیشه گشت.فردوسی.
جمله سازی با پیشه گشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسیاری از هنرمندان در دوران باستان تصمیم میگرفتند که هنر نقاشی یا مجسمهسازی را به عنوان پیشه گشتن خود انتخاب کنند تا زندگی خود را تامین نمایند.
💡 او تصمیم گرفت که پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی، مهندسی عمران را به عنوان پیشه گشتن اصلی خود در دنیای پررقابت امروز انتخاب کند.
💡 در طول تاریخ، بسیاری از مردم برای بقای خود در جوامع کشاورزی، تلاش میکردند تا کشاورزی را به عنوان یک پیشه گشتن پایدار و مطمئن در پیش بگیرند.