کلمهی «پیشه گشتن» در فارسی به معنای اشتغال پیدا کردن، حرفهای شدن یا کاری را به عنوان شغل و فعالیت اصلی برگزیدن است و بار معنایی آن عمدتاً مثبت و توصیفی است. این واژه از ریشهی «پیشه» به معنای شغل، حرفه یا مسیر کاری گرفته شده و نشان میدهد که فرد، فعالیت یا مهارتی را به صورت رسمی و مستمر برای امرار معاش یا توسعه تواناییهای خود انتخاب کرده است. «پیشه گشتن» میتواند شامل فعالیتهای گوناگون حرفهای، مانند هنر، علم، صنعت، تجارت یا حرفههای آزاد باشد و معمولاً بیانگر تصمیم فرد برای اختصاص دادن زمان، انرژی و مهارت خود به آن حرفه است. از نظر معنایی، این واژه با اصطلاحاتی مانند «شاغل شدن»، «حرفهای شدن»، «اشتغال یافتن» و «کارمند شدن» نزدیک است و بار معنایی آن هم توصیفی و هم انگیزشی دارد.
پیشه گشتن
لغت نامه دهخدا
پیشه گشتن. [ ش َ / ش ِگ َ ت َ ] ( مص مرکب ) شغل و عمل صنعت شدن:
بر آن شیشه دلان از تر کتازی
فلک را پیشه گشته شیشه بازی.نظامی. || عادت شدن:
کسی را که خون ریختن پیشه گشت
دل دشمن از وی پر اندیشه گشت.فردوسی.